اکثر خریداران لیفتراک با سوال اشتباه شروع می کنند
تقریباً در هر مکالمه با مشتری جدید یک سؤال مطرح می شود:"آیا باید لیفتراک برقی، دیزلی یا LPG بخریم؟"
شروع منطقی به نظر می رسد، اما پس از سال ها کار با تولید کنندگان، اپراتورهای انبار، پیمانکاران و مدیران ناوگان، متوجه شدیم که این سوال به ندرت به پاسخ صحیح منجر می شود.سرمایه گذاری ارزشمند در همه عوامل اطراف نهفته است: محیط کاری، ریتم عملیات روزانه، اپراتورهای-سایت، و نقاط درد کاربردی که هرگز در برگههای مشخصات رسمی فهرست نمیشوند.
دو کسبوکار ممکن است هر دو به یک لیفتراک 3 تنی نیاز داشته باشند، اما در نهایت مدلهای کاملاً متفاوتی را انتخاب میکنند. اولی یک انبار توزیع مواد غذایی را اداره میکند، جایی که لیفتراکها در امتداد راهروهای ثابت صدها بار در هر شیفت تردد میکنند. خواسته های اصلی آن ساده است: آلایندگی صفر، کنترل دقیق بار، سطح سر و صدای کم، و تاخیر صفر در محموله های خروجی. دومی بارگیری فولاد ساختاری را در محوطه بیرونی انجام می دهد. لیفتراکهای آن بیشتر روز کاری را به سفر در زمینهای ناهموار میگذرانند و کالاهای سنگین سنگین را بین کامیونها و مناطق ذخیرهسازی حمل میکنند. در این سناریو، زمان کار بدون وقفه بسیار مهم تر از اجرای بی صدا است. هر دو سایت به راه حل های مدیریت مواد پایدار نیاز دارند، اما برای تنظیمات یکسان لیفتراک مناسب نیستند.
به همین دلیل است که خریداران با تجربه به ندرت با مقایسه برق، دیزل و LPG به عنوان فناوری های رقیب شروع می کنند. آنها با درک اینکه عملیات هر روز چه نیازی دارد شروع می کنند.
گران ترین لیفتراک معمولاً لیفتراکی است که برای کار مناسب نیست
اکثر خریداران همچنان انتخاب های خرید خود را بر روی قیمت خرید اولیه متمرکز می کنند. این طرز فکر منطقی است. بودجه مخارج سرمایه ای روشن و قابل اندازه گیری است. در مقابل، پیشبینی صورتحسابهای سوخت، کار تعمیر و نگهداری، توقف برنامهریزی نشده و هزینههای طولانیمدت رعایت سختتر است.
با این وجود، این هزینههای مکرر بخش عمدهای از کل هزینه مالکیت را تشکیل میدهند. برخی از کسبوکارها ناوگان دیزلی قدیمی را به مدلهای برقی به امید کاهش هزینههای فوری ارتقا میدهند، اما در طول دورههای شلوغ تولید با گلوگاههای شارژ مواجه میشوند. برخی دیگر لیفتراکهای برقی را به دلیل قیمت اولیه بالاتر آنها رد میکنند، سپس سالها هزینههای اضافی در تعمیرات و تهویههای موتور را متحمل میشوند. که در آن واحدهای دیزلی هرگز برای شروع مناسب نبودند. هیچکدام از این تصمیمات به دلیل تجهیزات اشتباه نبودند. اشتباه خیلی زودتر اتفاق افتاد. خود عملیات هرگز به طور کامل ارزیابی نشد.
قبل از پرداختن به جزئیات در مورد باتری ها، موتورها یا سیلندرهای گاز، مدیران باتجربه ناوگان با یک سری سؤالات عملی شروع می کنند: هر لیفتراک چند ساعت در روز کار می کند؟ آیا کار جابجایی مواد در یک شیفت انجام می شود یا به صورت شبانه روزی در سه شیفت انجام می شود؟ آیا لیفتراک ها کاملاً در داخل ساختمان کار می کنند یا بین انبارها، بارگیری ها و محوطه های ذخیره سازی در فضای باز حرکت می کنند؟ آیا شرایط فعلی کار طی پنج سال آینده بدون تغییر باقی خواهد ماند؟
شما هرگز این سؤالات را در بروشورهای رسمی محصول نمییابید، اما تأثیر بیشتری بر ارزش بلندمدت- نسبت به ظرفیت باربری رتبهبندی شده دارند.

لیفتراک در کاتالوگ کار نمی کند. در داخل عملیات شما کار می کند.
بیشتر محتوای مقایسه لیفتراک به شدت روی مشخصات فنی تمرکز دارد.
درست است که لیفتراک های برقی آلایندگی لوله اگزوز صفر دارند، لیفتراک های دیزلی گشتاور قوی تری ارائه می دهند و لیفتراک های LPG عملکرد انعطاف پذیری را ارائه می دهند. همه این حقایق از نظر فنی دقیق هستند. با این حال هیچ یک توضیح نمی دهد که چرا یک کسب و کار با لیفتراک های برقی رونق می گیرد، در حالی که کسب و کار دیگری پس از چند سال به دیزل باز می گردد. پروژه های بسیار نادری هستند.
لیفتراک هرگز به تنهایی کار نمیکند، بلکه بخشی از کل سیستم عملیاتی شما میشود. این لیفتراک به طرحبندی انبار، برنامههای بارگیری، اپراتورهای-سایت، روال تعمیر و نگهداری، زیرساخت شارژ یا سوخت، راهاندازی تهویه و اهداف تولید مرتبط است. تغییر یک عامل اغلب بر کل جریان کار تأثیر میگذارد.
به همین دلیل است که مشاوران باتجربه مدیریت مواد، مشاهده گردشهای کاری سایت را به مقایسه ساده اسب بخار دستگاه ترجیح میدهند.
چرا انبارهای بیشتری به سمت لیفتراک های برقی حرکت می کنند؟
در دهه گذشته، لیفتراک های برقی به بهترین انتخاب برای انبارها، کارخانه های تولیدی و مراکز توزیع تبدیل شده اند. این تغییر نه تنها از فناوری پیشرفته باتری، بلکه از تقاضاهای عملیاتی در حال تحول انبار سرچشمه می گیرد.
تدارکات مدرن به شدت به جریان کاری ثابت و پایدار متکی است. سرعت گرفتن سفارشات، سرعت گردش موجودی افزایش مییابد و کمبود نیروی کار، بهرهوری اپراتور را بسیار مهمتر از همیشه کرده است. تسهیلات باید با کمترین زمان خرابی کار کنند، در حالی که با استانداردهای زیست محیطی و ایمنی محیط کار سختگیرانهتر عمل میکنند.
لیفتراک برقیکاملاً با این مدل عملیاتی مدرن مطابقت دارد. مزایای شناخته شده آنها- شامل آلایندگی صفر، عملیات بی صدا و هزینه های نگهداری کمتر است - اما اینها فقط سطح را خراش می دهند. آنچه مدیران انبار بیش از همه ارزش قائل هستند پیش بینی پذیری عملیاتی است. سیستم های محرک الکتریکی شتاب ثابت و کنترل دقیق و ثابت در تمام طول روز ارائه می دهند. اپراتورها زمان کمتری را صرف تطبیق با عملکرد ماشین می کنند، به خصوص در حین انجام کارهای تکراری پالت{6}}. بهبودهای عملیاتی جزئی به سرعت در هزاران حرکت روزانه ایجاد می شود.
برای تسهیلاتی که دقت موجودی و گردش کار بدون وقفه را در اولویت قرار می دهند، عملکرد ثابت اغلب بیشتر از توان خام اهمیت دارد.

یک مثال خوب در مورد فناوری نیست. این در مورد عملیات روزانه است.
ما میتوانیم شواهد واضحی را از مطالعات موردی{0}توزیع مواد غذایی و تدارکات خردهفروشی در جهان که توسط Toyota Material Handling Europe و Jungheinrich منتشر شده است، ببینیم. این مارکها لیفتراکهای برقی را صرفاً به عنوان تجهیزات سازگار با محیط زیست عرضه نمیکنند. در عوض، مطالعات موردی آنها به طور مداوم ثبات عملیاتی را به عنوان مزیت اصلی برجسته می کند.
مراکز توزیع محصولات غذایی حساس به دما به لیفتراک نیاز دارند تا برای ساعات طولانی در داخل خانه کار کنند، اغلب در مجاورت کارکنان سایت. سطح سر و صدای داخلی پایین تر؛ برنامه ریزی تعمیر و نگهداری ساده؛ حفظ شرایط کاری تمیز برای ذخیرهسازی مواد غذایی بستهبندی شده. برقرسانی ناوگان در این انبارها به ندرت توسط مزایای زیستمحیطی انجام میشود. اپراتورها از لیفتراکهای برقی استفاده میکنند، عمدتاً به این دلیل که حذف اگزوز داخلی، گردش کار روزانه را ساده میکند و محل کار امنتر و راحتتری را برای کارمندان ایجاد میکند.
(مرجع: کیس های انبار تویوتا مواد هندلینگ اروپا؛ راه حل های لجستیک و توزیع مواد غذایی Jungheinrich)
به یک جزئیات کلیدی در این مطالعات موردی حرفهای توجه داشته باشید. آنها به ندرت لیفتراکهای برقی را "بهطور جهانی بهتر" میدانند. آنها را به عنوان مناسبتر برای سناریوهای عملیاتی خاص قاب میکنند. این تفاوت ظریف همه تفاوت را در انتخاب تجهیزات ایجاد میکند.
برق پاسخ مناسبی برای هر انباری نیست
لیفتراکهای برقی در سالهای اخیر شاهد ارتقای فوقالعادهای بودهاند. عملکرد باتری به سرعت پیشرفت کرده است، راهحلهای شارژ سریعتر رشد میکنند، و سیستمهای یون لیتیوم کار تعمیر و نگهداری را تا حد زیادی کاهش میدهند.
با این حال، این پیشرفتها به این معنا نیست که هر عملیاتی باید کورکورانه لیفتراکهای احتراق داخلی را کنار بگذارد. ما با بسیاری از مشتریانی که قصد داشتند ناوگان دیزلی خود را بهطور کامل با مدلهای الکتریکی جایگزین کنند، مشورت کردهایم که ناشی از کاهش هزینههای سوخت پیشبینیشده-است. اما بررسی دقیق الگوهای عملکرد واقعی آنها همه چیز را تغییر داد.
لیفتراکهای آنها تقریباً بدون توقف در سه شیفت کار میکردند. ایستگاههای شارژ در سراسر تأسیسات قرار داشتند. در همین حال، ساعات اوج بارگیری خروجی با پنجرههای معمول شارژ باتری همپوشانی داشت.
راه حل ما این نبود که لیفتراک های الکتریکی را به طور کامل کنار بگذاریم، بلکه تعریف مجدد جایی که آنها ارزش واقعی را ارائه می دهند، بود. مشتری در نهایت یک استراتژی ناوگان ترکیبی را اتخاذ کرد: لیفتراک های برقی تمام حرکات انبارهای داخلی را مدیریت می کردند، در حالی که ناوگان دیزلی جمع و جور از--ساعت بارگیری در فضای باز پشتیبانی می کرد. جریان کار-محور است.
این منطق پشت همه برنامه ریزی های موثر ناوگان است.
ذخیره سازی سرد نوع متفاوتی از درس را ارائه می دهد
مقایسههای{0}}کنار{{1} سادهشده همچنین خریدارانی را که به برنامههای ذخیرهسازی سرد نگاه میکنند گمراه میکند.
یک سوال متداول که دریافت می کنیم به این صورت است: "آیا لیفتراک های برقی می توانند در محیط های فریزر کار کنند؟" پاسخ کوتاه به طور کلی بله است. سوال مفیدتر این است: "آیا می تواند چرخه عملیاتی مورد نیاز را بدون تأثیر بر بهره وری حفظ کند؟"
دماهای پایین بر خروجی باتری، راندمان شارژ، عملکرد سیستم هیدرولیک و راحتی اپراتور به طور یکسان تأثیر میگذارند. برای انبارهای مواد غذایی منجمد و تأسیسات زنجیره سرد دارویی، انتخاب لیفتراک برقی بسیار بیشتر از تعیین ظرفیت بالابری نامی مستلزم است. ترکیب باتری، ترتیبات محافظ حرارتی، جدولهای زمانی شارژ و زمانبندی خرید، همه ترتیبات خرید را تغییر دهید.
این توضیح میدهد که چرا برندهایی از جمله Toyota Material Handling، Mitsubishi Logisnext و Jungheinrich با هدف عرضه{0}}بهجای تلقی کار در فریزر بهعنوان عملیات انبار معمولی، نسخههای ذخیرهسازی سرد میسازند.
بار دیگر، این بدان معنا نیست که لیفتراک های برقی برای اتاق های سرد مناسب نیستند. درس این است که انتخاب موفقیت آمیز تجهیزات به درک کل محیط کار بستگی دارد- نه فقط خود دستگاه.

قبل از مقایسه مشخصات، گردش کار را درک کنید
در این مرحله، یک نکته کلیدی مشخص میشود. بحث دیگر صرفاً الکتریکی در مقابل دیزل نیست. این بحث در مورد یافتن این است که کدام فناوری بهترین تناسب را با کمترین معاوضه عملیاتی ارائه میکند.
لیفتراک های برقی انبارداری مدرن را تغییر داده اند، زیرا در محیط های داخلی کنترل شده، گردش کار قابل پیش بینی و امکاناتی که انرژی را با دقت موجودی مدیریت می کنند برتری دارند.
لیفتراکهایی که در یک مرکز توزیع منطقهای عملکرد بیعیب و نقصی دارند، ممکن است نتایج یکسانی را در محوطههای فولادی، محوطههای چوب، یا کارگاههای ساختوساز که نیاز به عملیات بیوقفه در فضای باز دارند، نداشته باشد. اینجاست که بحث تغییر میکند - و چرا لیفتراکهای دیزلی همچنان ارزش غیرقابل جایگزینی خود را حفظ میکنند، حتی در میان روند رشد سریع{2}الکترونیک صنعت.
لیفتراک دیزلی: هنوز هم ابزار مناسبی برای مشاغلی که نمی توانند متوقف شوند
در سالهای اخیر، یک فرض رایج در صنعت مطرح شده است: «لیفتراکهای برقی در نهایت جایگزین مدلهای دیزلی خواهند شد.» این دیدگاه قابل درک است. فناوری باتری همچنان در حال بهبود است، مقررات زیست محیطی سختتر میشود و سازندگان به گسترش مجموعههای لیفتراک برقی خود ادامه میدهند.
با این حال،لیفتراک دیزلیهنوز بر عملیات روزانه در کارخانههای فرآوری فولاد، محوطههای چوب، محوطههای تامین ساختوساز، بنادر و تأسیسات بتن پیشساخته تسلط دارند. این به این دلیل نیست که این صنایع در برابر فناوری جدید مقاومت میکنند. به این دلیل است که نیازهای عملیاتی اصلی آنها هرگز تغییر نکرده است.
هنگامی که لیفتراکها در خارج از منزل بهطور تمام وقت- کار میکنند، بارهای سنگین را در فواصل طولانی در زمینهای بارانی، غبارآلود یا ناهموار حمل میکنند،-قابلیت اطمینان در سایت تقریباً از هر عامل خرید دیگری بیشتر است. برای این کارگاهها، هزینه سوخت بزرگترین هزینه عملیاتی نیست. زمان از کار افتادن، پنج{5} دقیقه قابل توقف است. توقف تولید یا برنامه های بارگیری با تاخیر باعث ایجاد زیان های پرهزینه می شود.
به همین دلیل است که لیفتراکهای دیزلی یک انتخاب قابل اعتماد و عملی برای کاربردهای سنگین-میمانند.

صنایع سنگین بهره وری را متفاوت می سنجند
عملیات استاندارد انبار کارایی چرخه را در اولویت قرار می دهد
سایتهای صنعتی سنگین با معیاری کاملاً متفاوت کار میکنند: آیا لیفتراک میتواند حجم کار روزانه را بدون وقفه به پایان برساند؟ برای مراکز خدمات فولادی که دستههای فولادی سازهای سنگین را مدیریت میکنند، بهرهوری هرگز با میزان آرامی یک لیفتراک اندازهگیری نمیشود. تنها معیاری که اهمیت دارد این است که آیا هر کامیون خروجی قبل از زمانبندی تحویل، کاملاً بارگیری میشود یا خیر.
تامین کنندگان مصالح ساختمانی با فشار مشابهی روبرو هستند. تقاضای روزانه آنها به ندرت ثابت است. تحویل صبحگاهی اوج بارگیری شدیدی را ایجاد می کند و به دنبال آن قبل از شروع مجدد کار با آرامش مواجه می شود. تجهیزات باید همیشه فوراً پاسخ دهند. زمانی که کامیون های مشتری از قبل در محل ردیف شده اند، انتظار برای شارژ مجدد باتری عملی نیست.
این دلیلی کلیدی است که لیفتراکهای دیزلی هنوز در تدارکات فضای باز برتری دارند. در دسترس بودن انرژی قابل پیشبینی است. سوختگیری فقط چند دقیقه طول میکشد و به ماشین اجازه میدهد تقریباً فوراً به کار بازگردد.
بهترین پروژه های دیزلی به ندرت بر روی اسب بخار تمرکز می کنند
الگوی قابل توجهی در{0}}مطالعات موردی واقعی از تولیدکنندگانی از جمله Hyster، Kalmar، و Mitsubishi Logisnext وجود دارد.
این داستانهای موفقیتآمیز به ندرت بر روی قدرت موتور یا مشخصات عملکرد خام تمرکز میکنند. در عوض، آنها کاملاً بر شرایط واقعی سایت متمرکز هستند: حیاطهای فضای باز، چرخههای بارگیری بیوقفه تریلر، زمین ناهموار، -اتصالات سنگین، و مسیرهای حملونقل مسافت طولانی-.
به طور خلاصه، آنها محیط های کاری را نشان می دهند که در آن زمان توقف برنامه ریزی نشده بسیار بیشتر از مصرف سوخت بالاتر است. برای مثال، یک مرکز پردازش فولاد که در موارد صنعتی Hyster مشخص شده است تأیید می کند که زمان کارکرد لیفتراک مستقیماً کارایی چرخش کامیون را دیکته می کند. انتخاب حفظ ناوگان دیزلی بر اساس عادت منسوخ یا ترجیح نام تجاری نبود. این یک تصمیم عملی تر برای یکنواخت کردن طول روز بود.
(مرجع: موارد کاربردی سنگین-Hyster؛ راه حل های حمل و نقل صنعتی Kalmar)
این تمایز بسیار مهم است. مدیران ناوگان باتجربه از روی اولویت به دیزل نمی پردازند. آنها تجهیزات دیزل را مشخص می کنند زیرا برخی عملیات هنوز بر عملکرد منحصر به فرد و غیرقابل تعویض آن در-سایت تکیه دارند.

دیزل محدودیت هایی دارد-و تامین کنندگان خوب باید چنین بگویند
بسیاری از فروشندگان تجهیزات اعتبار خود را با فروش یک طرفه-آسیب میدهند.
برخی از لیفتراکهای دیزلی را بهعنوان راهحلی جهانی برای هر سناریوی کاری به بازار عرضه میکنند، در حالی که برخی دیگر آنها را بهطور کامل در پی برقرسانی کامل حذف میکنند. حقیقت عملی جایی بین این دو افراط است.
یکی از کارخانههای تولیدی قصد داشت به سفارش واحدهای دیزل ادامه دهد، زیرا خدمه تعمیر و نگهداری آن دارای چندین دهه تجربه در سرویسدهی موتورهای احتراق داخلی بودند. در ظاهر، این یک انتخاب کم{1}}خطر به نظر میرسید.
لیفتراکها تقریباً بهطور کامل-در کارگاههای مونتاژ سرپوشیده با کارکنان بسیار بیشتر-در سایت نسبت به قبل کار میکنند. خواستههای عملیاتی اصلی آنها اساساً تغییر کرده است.
تعمیر و نگهداری موتور دیگر اولویت اصلی نبود. کیفیت هوای داخل ساختمان، الزامات تهویه، شرایط کاری اپراتور و رعایت قوانین مقرراتی{0} درازمدت به عوامل کلیدی سرمایهگذاری تبدیل شدهاند.
پیشنهاد ما بر ضد انرژی دیزلی تعصب نداشت. آن فقط اذعان داشت که محیط کاری آنها تکامل یافته است.
لیفتراک LPG: انتخابی عملی که بیشتر به جغرافیا بستگی دارد تا فناوری
لیفتراکهای LPG نسبت به نمونههای الکتریکی و دیزلی کمتر مورد توجه قرار میگیرند. این به دلیل عملکرد محدود نیست، بلکه به این دلیل است که ارزش عملی آنها به شدت در منطقه متفاوت است.
در آمریکای شمالی، استرالیا و بخشهایی از آسیای جنوب شرقی،لیفتراک LPGبه عنوان یک عنصر اصلی برای عملیات مختلط داخل و خارج از خانه باقی می ماند.
این مناطق دارای زیرساخت گسترده سوختگیری، اپراتورهای آشنا با تعویض سیلندر و امکاناتی هستند که -تردد آزاد و انعطافپذیر بین انبارها و مناطق بارگیری - بدون نیاز به برنامهریزی شارژ را در اولویت قرار میدهند.
با این حال، در بیشتر اروپا، تقاضای بازار به تدریج به سمت ناوگان برقی تغییر کرده است که ناشی از پیشرفت فناوری باتری و مقررات سختگیرانهتر انتشار گازهای گلخانهای است.
این امر لیفتراک های LPG را منسوخ نمی کند. این به سادگی ثابت می کند که مزایای آن ها به شدت به زیرساخت های محلی و استانداردهای نظارتی منطقه ای وابسته است. در نهایت، درک مکان کار یک لیفتراک به اندازه درک نحوه عملکرد آن حیاتی است.

جایی که LPG همچنان معنادار است
لیفتراک های LPG به ندرت اولین توصیه ما هستند، اما اغلب به عنوان یک راه حل عملی متعادل-به خوبی عمل می کنند.
کارگاه های تولیدی یک مورد معمول استفاده هستند. لیفتراک ها مواد خام را در بیرون از منزل در صبح تخلیه می کنند، خطوط تولید خوراک را در تمام طول روز در داخل خانه تخلیه می کنند، سپس محصولات نهایی را در بعدازظهر بارگیری می کنند. نه دستگاه های دیزلی و نه برقی با کل این جریان کار مطابقت ندارند.
واحدهای الکتریکی برای زمانبندی زمانبندی دقیق شارژ نیاز دارند، در حالی که گازوئیل مشکلات آزاردهنده اگزوز را در محیطهای کاری سرپوشیده به همراه میآورد. LPG بهخوبی به عنوان مصالحه بین این دو گزینه عمل میکند. مارکهایی مانند Crown Equipment و Hyster لیفتراکهای LPG خود را بر اساس انعطافپذیری عملیاتی بهجای اوجترین مشخصات عملکرد، که مطابق با الگوی واقعی{2} است، عرضه میکنند.
این انتخاب منوط به انتخاب پیشرفتهترین-فناوری نیست. بلکه به انتخاب گزینهای بستگی دارد که کمترین اشکالات عملیاتی را به همراه دارد.
چرا یک ناوگان همیشه به یک منبع نیرو نیاز ندارد؟
یکی از بزرگترین تغییرات صنعت در دهه گذشته، پذیرش رو به رشد ناوگان لیفتراک ترکیبی است.
سالها پیش، شرکتها برای سادهسازی تعمیر و نگهداری، آموزش اپراتور و موجودی قطعات یدکی بر روی یک منبع برق استاندارد شدند. عملیات امروزی بسیار تخصصیتر شده است. یک پردیس توزیع مدرن معمولاً شامل: انبارهای داخلی با تراکم بالا، مناطق نصب تریلر در فضای باز، ساختمانهای تولید فعال، و مناطق بارگیری کانتینر است.
هر محیطی نیازهای منحصر به فردی را برای تجهیزات جابجایی مواد ایجاد می کند. مجبور کردن یک نوع لیفتراک برای پوشش هر کار معمولاً منجر به معاوضه های عملیاتی غیرضروری می شود. در عوض، بسیاری از کسب و کارها اکنون تجهیزات را با نیازهای شغلی واقعی مطابقت می دهند: لیفتراک های برقی جریان های کاری مکرر داخلی را انجام می دهند. واحدهای دیزلی بارگیری سنگین در محوطه بیرونی را مدیریت می کنند.
این بلاتکلیفی نیست - بلکه برنامه ریزی عمدی ناوگان است که بر اساس نیازهای واقعی جریان کار ساخته شده است، نه ترجیح شخصی برای یک محصول.

رایج ترین اشتباهاتی که در انتخاب لیفتراک می بینیم
با کمک به پروژههای جابجایی مواد در صنایع مختلف، در طول خرید لیفتراک با خطاهای تکراری مشابهی مواجه میشویم. اولین اشتباه، قضاوت گزینهها صرفاً بر اساس هزینه خرید اولیه و در عین حال نادیده گرفتن هزینههای جاری درازمدت- است.
یک لیفتراک ارزانتر زمانی که قبضهای سوخت، تعمیرات معمول، خرابیهای برنامهریزی نشده و هزینههای تعویض باتری را در نظر میگیرید، ممکن است در طول عمر خود هزینه بسیار بیشتری داشته باشد.
لیفتراک ها-دارایی های سرمایه ای بلند مدت هستند. انبارها گسترش می یابند، بازده افزایش می یابد و مقررات زیست محیطی به طور مرتب به روز می شوند. مدلی که در حال حاضر کاملاً کار می کند ممکن است قبل از پایان چرخه خدمات خود به گلوگاه تبدیل شود. سومین خطا در فرض شرایط کاری یکسان در هر شیفت کاری است.
پنجرههای شلوغ بارگیری، افزایش سفارشات فصلی، زمانبندی کارکنان و جدول زمانی شارژ، همگی بر نحوه عملکرد تجهیزات در محل تأثیر میگذارند. نادیده گرفتن این جزئیات به راحتی باعث ایجاد گلوگاه های قابل پیشگیری در گردش کار می شود.
مسلماً رایجترین اشتباهی که نادیده گرفته میشود، انتخاب ماشینآلات قبل از تجزیه و تحلیل کامل جریانهای کاری سایت است. لیفتراکها به گونهای طراحی شدهاند که عملکرد شما را یکپارچه کنند. نیازی به تنظیم کل گردش کار در اطراف لیفتراک نیست.
هزینه کل مالکیت بیشتر از انرژی است
مدیران تدارکات باتجربه هرگز ارزیابی هزینه را صرفاً بر اساس قیمت گذاری اولیه انجام نمی دهند.
آنها هر هزینه ای را که برای کارآمد نگه داشتن لیفتراک ها در طول عمر کامل آن ها لازم است محاسبه می کنند. ناوگان برقی نیاز به هزینه اضافی برای زیرساخت شارژ، مدیریت منظم باتری و برنامه های تعویض باتری برنامه ریزی شده دارند. ناوگان دیزلی هزینه های سوخت مداوم، سرویس موتور معمولی و هزینه هایی را متحمل می شوند تا با قوانین در حال تحول آلایندگی مطابقت داشته باشند. ناوگان سوخت گاز مایع در محل ذخیره سازی مستمر کار اضافی را به همراه دارد{3} هماهنگی
هیچ یک از این هزینهها جدا از یکدیگر عمل نمیکنند. سؤال اصلی این نیست که کدام لیفتراک کمترین قیمت برچسب را دارد. این این است که کدام گزینه به کسب و کار شما امکان میدهد در پنج تا ده سال آینده بیشترین هزینه را{2}}بهطور مؤثر انجام دهد.
راهحل بهینه ممکن است در برخی موارد برقی، در موارد دیگر دیزل، یا ناوگان ترکیبی{0}}خوبی که این دو را جفت میکند، باشد.

چارچوب تصمیمی که ما اغلب قبل از توصیه هر لیفتراک استفاده می کنیم
وقتی مشتریان از ما میخواهند بین لیفتراکهای برقی، دیزلی و LPG انتخاب کنیم، هرگز به یک پاسخ سریع نمیپریم. ما آنها را در یک فرآیند ارزیابی ساده قدم به قدم راهنمایی میکنیم.
ابتدا، ما محیط کار را تجزیه و تحلیل می کنیم. لیفتراک در اکثر ساعات کاری خود در کجا کار خواهد کرد؟ در درجه اول در داخل خانه؟ عمدتا در فضای باز؟ یا مرتباً بین مناطق داخلی و خارجی رفت و آمد می کنید؟
دوم، ما حجم کار روزانه را ارزیابی می کنیم. هر لیفتراک در روز چند ساعت کار می کند؟ آیا سایت چندین شیفت اجرا می کند؟ آیا عملیات با بارگیری با حجم بالا- با نوک تیز مواجه است؟
سوم، زیرساختهای موجود در{0}}سایت را بررسی میکنیم. آیا می توان شارژ باتری را بدون توقف تولید منظم ترتیب داد؟ آیا عرضه سوخت به راحتی در محل در دسترس است؟ آیا تیم تعمیر و نگهداری در خانه تجربه بیشتری در سرویس یک نوع واحد نیرو دارد؟
در نهایت، ما به جای تمرکز بر شرایط فعلی، توسعه آینده را در نظر می گیریم. آیا حجم تولید بعداً افزایش می یابد؟ آیا چیدمان انبارها بازسازی می شود؟ آیا مقررات محلی انتشار گازهای گلخانه ای قرار است در سال های آینده سخت تر شود؟
ما فقط زمانی شروع به مقایسه مدل های خاص لیفتراک می کنیم که همه این نکات مرتب شده باشند. در آن مرحله، شناسایی مناسب ترین راه حل تقریباً همیشه آسان است.
افکار نهایی
لیفتراک های الکتریکی، دیزلی و LPG نباید به عنوان محصولات رقیب در نظر گرفته شوند که سعی در جایگزینی یکدیگر دارند.
هرکدام به این دلیل وجود دارند که صنایع مختلف مشکلات عملیاتی متفاوتی را حل میکنند. لیفتراکهای برقی انبارداری معاصر را بازسازی کردهاند، عملکرد تمیز،-کم و ثابتی را ارائه میکنند که متناسب با جریانهای کاری داخلی است. لیفتراکهای دیزلی برای کارهای سنگین در فضای باز که نیازمند زمانهای طولانی کارکردن، و شرایط کاری سریع برای شارژ مجدد هستند، ضروری هستند. یک گزینه عملی برای سایتهایی که انعطافپذیری را به جای قفل کردن خود در یک راهحل قدرتمند اولویت میدهند.
کسبوکارهایی که عملکرد مطلوب ناوگان{0}}درازمدت را تضمین میکنند، هرگز انتخاب خود را با مشخصات فنی شروع نمیکنند. آنها با تشریح جریانهای کاری خود شروع میکنند: ردیابی کل مسیر مدیریت مواد، یافتن گلوگاههای عملیاتی تکرارشونده، مشخص کردن عواملی که بهرهوری کلی را کاهش میدهند.
فقط پس از آن نهایی می شوندکدام مدل های لیفتراک را در ناوگان خود بگنجاننددر نهایت، لیفتراک ایدهآل همیشه آخرین مدل، قویترین واحد یا ارزانترین گزینه نیست. این لیفتراک بهطور یکپارچه در عملیات روزانه به حدی ادغام میشود که اپراتورها به سختی متوجه تجهیزات خود میشوند و میتوانند به طور کامل روی انجام کارها کارآمد تمرکز کنند.
